این حرکت، نتیجهی تلاشهای شبانهروزی گروهی از جوانان کمونیستی بود که از طریق مطالعه و بررسی مهمترین دستآوردهای تئوریک جنبش کمونیستی جهان، و انجام تحقیقات علمی در شهرها و روستاهای مختلف ایران، و تجزیه و تحلیل مناسبات اقتصادی و سیاسی در ایران و جهان، نهایتا به این نتیجه رسیده بودند که سلطهی امپریالیسم از طریق حاکمیت اقتصادی و سیاسی سرمایهداری وابسته به آن، مهمترین مانع توسعهی اجتماعی و سیاسی جامعه میباشد و راه رهائی خلقهای ایران از سلطهی دیکتاتوری امپریالیستی، همانا مبارزهی مسلحانه، هم استراتژی و هم تاکتیک است و بر اساس این تئوری، سازمان چریکهای فدائی خلق ایران تشکیل گردید.
با رشد و گسترش مبارزهی مسلحانهی سازمان و تثبیت این شکل از مبارزه در بطن جامعه، مادامی که تئوری انقلابی مبارزهی مسلحانه، راهنمای عمل سازمان چریکهای فدائی خلق بود، تاثیر مبارزات انقلابی سازمان و استقبال تودههای کارگر و زحمتکش جامعه از این مبارزات به وضوح قابل مشاهده بود، ولی با رد این تئوری از سوی عناصر اپورتونیست و ریویزیونیست درون سازمان در نیمهی دوم دههی 50، دوران افول و اضمحلال سازمان آغاز گردید به طوری که در جریان اوج مبارزات انقلابی تودهها در سالهای 56 و 57 و جایگزینی رژیم وابستهی شاهنشاهی با رژیم وابستهی جمهوری اسلامی از سوی امپریالیستها، صرفنظر از تعدادی از اعضاء صادق سازمان، به طور کلی سازمان از شناخت و تحلیل شرائط جدید بازمانده و نه تنها از ایفاء نقش انقلابی خویش درمیماند، بلکه اکثریت اعضاء سازمان، به خدمت رژیم جدید درآمده و در سرکوب مبارزات و خواستههای انقلابی تودهها فعالانه شرکت میکنند.
عدم درک صحیح از شرائط جدید از سوی سازمانهای انقلابی و سرکوب شدیدتر و پیچیدهتر دشمن، آنچنان ضربههای سهمناکی بر جنبش انقلابی ایران وارد میسازد که پس از مدتی، ارتباط روشنفکران انقلابی و تودهها به کلی قطع میگردد و این قطع ارتباط از یک سو، باعث تضعیف بیشتر سازمانهای انقلابی و از سوی دیگر باعث عدم برخورداری نسل جدید از تجارب انقلابی نسل قبلی میگردد.
در دوران حاکمیت رژیم وابسته به امپریالیسم جمهوری اسلامی، علیرغم تمام تلاشهای بیدریغ عناصر صادق و معتقد به استراتژی اولیهی سازمان، جهت ادامهی راه چریکهای فدائی خلق، تمام حرکتهای مبارزاتی کارگران و زحمتکشان ایران علیه رژیم دستنشاندهی جمهوری اسلامی بدون رهبری و سازماندهی انقلابی مانده و منجر به سرنگونی رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی، برچیدهشدن مناسبات سرمایهداری و نهایتا قطع سلطهی امپریالیستی نگردیده است.
همچنانکه در ماههای اخیر خیابانهای شهرهای مختلف ایران و به خصوص تهران، شاهد مبارزات قهرمانانه و شجاعانهی تودههای به جان آمده بوده است، ولی شکل و محتوای این مبارزات، عارضههای ضعف فوقالذکر را به خوبی نشان میدهند که علیرغم تمام جانفشانیهای قهرمانانهی تودههای مبارز ایران، چگونه در شرائط فقدان رهبری و عدم سازماندهی انقلابی، حرکتهای خودجوش مبارزاتی تودههای میهنمان توسط عناصر و محافل وابسته به امپریالیسم به انحراف کشیده شده و به نتیجهی مطلوب که همانا رهائی تودهها از سلطهی امپریالیسم و سیستم سرمایهداری میباشد، نمیرسد.
بنابراین، مبارزات اخیر خلقهای تحت ستم، بار دیگر صحت تئوری مبارزهی مسلحانه را به اثبات میرساند که جهت رهائی تودههای تحت ستم از سلطهی دیکتاتوری امپریالیستی هیچ راهی جز مبارزهی مسلحانهی تودهای و طولانی وجود ندارد و "تنها در اين زمينه است که اشکال ديگر و پرتنوع مبارزه، ضروری و سودمند میافتد."
برافراشتهباد پرچم مبارزهی مسلحانه!
مرگ بر امپریالیسم و سگهای زنجیریاش!
سرنگون باد رژیم وابسته به امپریالیسم جمهوری اسلامی!
برقرارباد جمهوری دمکراتیک خلق به رهبری طبقهی کارگر!
سازمان 19 بهمن
فوریه 2010
pouyan@19bahman.net
www.19bahman.net
0 نظرات:
ارسال یک نظر
برای ارسال نظر : بعد از نوشتن نظرتان در انتخاب نمایه یک گزینه را انتخاب کنید در صورتی که نمیخواهید مشخصات تان درج شود " ناشناس" را انتخاب نموده و نظر را ارسال کنید در صورت مواجه شدن با پیغام خطا دوباره بر روی دکمه ارسال نظر کلیک کنید.
مطالبی که حاوی کلمات رکيک و توهين آمیز باشد درج نميشوند.